تبليغاتX
فریاد زنان - زندان بسازید.... جا برای همه ی ما نیست
سیاسی اجتماعی
 

 

                  TinyPic image

 

در جوامع بشری وقتی شخصی مورد بی عدالتی و ظلم قرار می گیرد شکایت را به محضر

قانون می برد تا دادش را از بیدادگر بستاند. سوالی که این جا مطرح می شود این است که

اگر ظلم و تبعیض از جانب متولیان قانون و خود مفاد قانونی باشد، باید عدالت را از چه کسی

طلب نمود؟ سال هاست که تبعیض حنسی را در گوشه و کنار دنیا شاهد هستیم.

مردم و دگر اندیشان در مقابل این تبعیضات، شیوه های مختلف اعتراض را در پیش گرفتند تا

شاید به نحوی اوضاع را بهبود بخشند. زنان ایرانی نیز برای برابری حقوق مدنی خود، به روشی

مسالمت آمیز و به دور از هر گونه اختلاف عقیدتی و سیاسی و مذهبی دست به اعتراض زدند.

در این مسیر ابتدا به اطلاع رسانی و آگاهی مردم و به ویژه زنان ایرانی پرداختند. متاسفانه در

مملکت ما تبعیض جنسی چنان نهادینه شده که گویی عدول از آن گناهی نابخشودنی است.

یعنی آن چنان قوانین را با دین آمیخته اند که هرکسی به محض اعتراض و طرفداری از تغییرات 

متهم به عناد با دین و نظام قرار می گیرد.

در حالی که حاکمیتی دینی مانند کشور ما که خود را حامی حقوق انسان ها به ویزه زنان جهان

می داند، نباید از تغییر قوانین در جهت بهبود زندگی افراد هرسناک شده و با آن مخالفت کند.

عده ای از زنان فهیم و اندیشمند ما سعی کردند با  شیوه ای مسالمت آمیز به آموزش و بیداری

زنان هموطن خود بپردازند تا شاید مرهمی باشد بر زخم های زنان رنج دیده ی ایرانی.

و زنان را به یک خود باوری رسانده و به آنان بگویند که دست یابی به حق و حقوق انسانی خواب

و رویا نیست و می توان به آن جامه عمل پوشاند.

از شهریور ۸۵ در قالب حرکت کمپین تغییر برای برابری به جمع آوری امضا پرداختند. و همین امر

باعث پویایی بیشتری در بین زنان جامعه  ما شد. این حرکت در این مدت کوتاه به موفقیتهای

گسترده ای رسید که خارج از تصور متولیان قانون و دستگاه نظامی و امنیتی بود.سیستم حاکم

وقتی این اقبال عمومی را از سوی زنان جامعه دید عجولانه و شتابزده آن را به خشونت کشاند و

از قوه ی قهری بهره جست. و به بازداشت این زنان پرداخت.

با آن که هیچ منع قانونی برای جمع آوری امضا وجود ندارد، فعالان جنبش زنان را به اتهام برهم 

زدن امنیت ملی دستگیر کردند.و پس از چند روز با وثیقه آزادشان نمودند. واپسین روزهای سال

۸۵ به همین منوال گذشت. شاید هدف اصلیشان ایجاد رعب و وحشت در میان زنان مبارز و

حامیان این حرکت بود تا دست از فعالیت بردارند. اما غافل از این بودند که زنان ما با هر اقدام

سرکوبگرانه مصمم تر شده و به مسیری که در آن گام برداشته اند، اعتقاد راسخ تری می یابند.

در روز سیزده ۸۶ نیز با اقدامی نابخردانه تعدای از زنان فهیم و اندیشمند ما را که در حال جمع آوری

امضا بودند به اتهام اخلال در امنیت ملی دستگیر کردند.

جالب اینجاست که در همین زمان مسئولین ما با یک ملوان زن نیروی دریایی انگلیس که به جرم

تجاوز به آب های ایران دستگیر شده بود، ابراز همدردی کرده و در نهایت، او و همراهانش را مورد

رأفت اسلامی قرار داده و با هدایای نفیس و احترام فراوان آزاد کرده و تا فرودگاه بدرقه نموداند.

کشوری که چنین به دشمنان خود رأ فت و بخشش نشان می دهد و مدعی آن است که خواهان

عدل و داد در سراسر جهان است، چرا با زنان جامعه خود که به حداقل حقوق انسانی خود قانع اند

این گونه برخورد می کند؟! زنانی که تنها  خواسته شان این است که می خواهند وجه انسانیشان

درقانون مد نظر باشد و آنان را یک انسان کامل بدانند. کجای این معادله غلط است؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از دو حال خارج نیست. یا باید این نابرابری و تبعیض را به اسلام نسبت داد که قانونگذاران مدعی

هستند قوانین بر اساس نص صریح قرآن است و یا مجریان قانون و قدرت طلبان که قوانین را به نفع

خود تفسیر و مدون نمودند. به هر یک از این دو علت این نابرابری صورت گرفته باشد، باطل است

و غیر قابل پذیرش. شعار امسال ما، انسجام اسلامی و اتحاد ملی است که در ابتدای سال به

چاشنی رأفت اسلامی مزین شد.ما چنین شعارهای ارزشمند را برای متجاوزان انگلیسی به

شعور تبدیل کرده و هزینه نمودیم. و قدرشناسی شان را در چند روز گذشته در رسانه ها دیدیم.

حال بگویید ملت ما کی این رأفت را خواهند چشید؟

تا کی برای طلب کردن ابتدایی ترین خواسته هایمان باید سرکوب شویم؟

تا کی برای هر خواسته ی به حق متهم به اخلال امنیت ملی شویم؟

اگر طبق سال های گذشته قرار بر این باشد تمام معترضین را به بهانه های واهی روانه زندان

کنید، بهتر است زندان بسازید. زیرا زندان زنان کوچک است و کنجایش تمام زنان ایران زمین را

ندارد. داشتن زندان های بیشتر و بزرگ تر حق هر دولت و حکومتی است.

همان طور که:

داشتن بهداشت، آموزش و پرورش مطلوب، حقوق مکفی برای کادر آموزشی و معلمان و اساتید

فضای مناسب برای تحصیل و اشتغال وضعیت معیشتی و اجتماعی مطلوب،.......، آزادی بیان و

اندیشه و داشتن حقوق برابر با مردان و تصویب قوانین بر اساس شأنوالای انسانی حق مسلم

ماست، داشتن فضایی برای حبس صداها و فریادهای اعتراض نیز حق شماست.

اما این سخن را آویزه ی گوش کنید. تبعیض و نابرابری دردی مشترک است. و راه حلش، حمایت

و اتحاد عمومیست. و زنان ما بیش از هر زمانی به این اتحاد نزدیک شده اند.

این قطرات پراکنده اینک در یک نقطه تلاقی به هم رسیده اند و چون سیلابی در حرکت هستند.

و برای ایجاد سد در مقابل این سیل به چیزی محکم تر از زندان و حبس نیاز دارید. 

 

  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 21:30  توسط موج  |