تبليغاتX
فریاد زنان
سیاسی اجتماعی
 

                                      Image hosting by TinyPic

  

شاعری از قبیله ی زنان

 

در اشعار فروغ جسارت زنی را می بینیم که با تمام وجود فریاد می زند 

من یک زنم از سلاله ی درختان. هنجار شکنی او در اشعارش شگفتی

می آفریند. او درسرودن اشعار شهامت آن را داشت که احساس زنانه را

بیان کند. وقتی اشعارش را می چشی و با تمام وجود، مزمزه می کنی

 دنیای زنی پر احساس، عمیق و پر درد را با تک تک سلول هایت حس

می کنی. نیاز نداری به دنبال اسم شاعر باشی. واژه ها همه بیانگر آن

است که این شاعر توانا، یک " زن " است.   

اشعار فروغ هم در زمان او و هم بعد از حیاتش مهجور ماند. زیرا چنین

شاعری در فضای بسته و صد درصد سنتی ما قابل درک نیست.

اشعار کلاسیک ایرانی مملو از زیبارویانیست که مردان آنان را توصیف

کرده اند. و بدون هیچ واهمه ای با ولع از اندام زن سخن می رانند.

و حتی در مواردی از پسران زیبارو سخن می گویند.

کسی آنان را بازخواست نمی کند. گویی هر کاری از روز ازل برای

مردان مجاز بوده.به عنوان نمونه اشعار سعدی را ببینید، از این تعابیر

اشباع شده است. و متاسفانه چنین مضامینی هم در مدارس و هم

در دانشگاه تدریس می شود.

اما وقتی زنی چون فروغ هنجار شکنی می کند و بی پروا  از زن بودنش

سخن می راند او را هجو کرده و قدر آثار ارزشمند به جا مانده از او را

نمی دانند.فروغ در خارج از مرز ایران یکی از چهره های ادبی مطرح صد

سال اخیر است و اشعارش را به زبان های مختلف ترجمه می کنند.

ولی در داخل کشور، متاسفانه تعصب کور باعث شده حتی در سطح

دانشگاه، در رشته ی زبان و ادبیات فارسی، چیزی از او نگویند.

آری فروغ عزیز خانه همچنان سیاه است، تو از جذامیان مطرود شده

گفتی، شاید باز هم رسیدگی زیادی به آنان نمی کنند. اما جذام تقریبا

مهار شده و تا حدودی قابل درمان است.

اما آن خانه ی سیاه زنان روزگار تو، اینک نیز فرقی نکرده و همچنان

سیاه و تاریک است.

تو در فراق پسرت اشک می ریختی و پنهانی بر سر راه او می ایستادی

که شاید چشمانت با دیدنش آرامش بگیرند. و همین را هم از تو دریغ

می کردند. امروز نیز زنان ما دچار این تبعیض هستند.

زیرا عرف جامعه و شرع حاکم هنوز بالغ نشدند و قادر به درک تغییرات

اوضاع و شرایط امروزی زنان نیستند.

آری فروغ عصیانگر و سنت شکن، هنوز هم حضانت فرزند با پدر است

و مادران همچنان بعد از طلاق در دوری فرزندانشان می سوزند.

هنوز در چهار چوب این خانه ی سیاه حق مردان دو برابر زنان است.

زیرا نه زنان ما به خود باوری رسیدند و نه قانون مدنی حقی شایسته

برای زنان ایرانی قایل است.

جذام یک بیماری عفونی است که توسط نوعی باکتری به نام

 «مایکوباکتریم لپروسی» ایجاد می‌شود. این عفونت به پوست، اعصاب

 محیطی، چشم و مخاط دستگاه تنفسی آسیب جدی وارد می‌کند.

و با پیشروی بیشتر در بدن سبب مرگ شخص مبتلا می شود.

اما جذام آپارتاید جنسی با مرگ شخص جذامی ( زنان ستم دیده)

خاتمه نمی یابد. این خوره در جامعه ی ما ژنتیکی شده و گویی از

نسلی به نسل دیگر با شکلی جدید منتقل می شود.

به نظر من زنان ایران برای مهار کردن « جذام آپارتاید جنسی » ابتدا

باید خود را با آگاهی همه جانبه واکسینه کنند و بعد برای ریشه کنی آن

از سطوح مختلف جامعه، با هم متحد شوند.

زیرا پیروزی در چنین کار خطیری، عزم ملی و گسترده می طلبد. 

 

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

 

                                                                                           

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 4:30  توسط موج  | 

 

 
Image hosting by TinyPic

 

زن خوب باید کور، کر و لال باشه

 

یکشنبه شبکه ی دو سیما ، اخبار ۲۰:۳۰خبر جالبی رو پخش

کرد. خبر این بود: که در روسیه تعدادی از پرستاران برای ساکت

کردن نوزادان بر روی دهن اون ها چسپ می زدند.به قول مجری

تلویزیون خبر تکاندهنده ای بود.

جالب این جاست که صبح همان روز، سه تن از فعالان جنبش زنان

رو در فرودگاه گرفتند. و بدون تفهیم اتهام باز داشت کردند.

البته بعد از این که خانه ها ی آن ها را تفتیش نموده و وسایل شخصی

مانند کیس کامپیوتر، کتاب، دست نوشته آنان را ضبط کردند. این فعالان

جنبش زنان را به بند 209 زندان اوین منتقل کردند.

ولی به دلیل قانونی نبودن این کار با قید کفالت آزاد شدند.

دستگیری این افراد کاملا غیر قانونی بود.تنها جرمی که مرتکب شده اند

این است که به زنان جامعه کمک کردند تا به حقوق از دست رفته ی

خود آگاه شوند.

شباهت این دو خبر را می بینید. امروزه بر دهان حق طلبان این گونه

چسپ می زنند تا صدای فریاد شان شنیده نشود.

این عمل یا توسط یک مسئول تند رو صورت گرفته و یا با هدف ایجاد

رعب و وحشت در اعضای این جنبش.

با هر هدفی صورت گرفته باشدچندان مهم نیست. با این تدابیر

امنیتی و دستگیری بی نتیجه، بر ما ثابت شد گام هایمان درست

بر داشته شده و کار کمپین ریشه و اساس محکمی دارد.و ما هر روز

چندین قدم به موفقیت نزدیک می شویم.حکومت اسلامی در هر جا

برای اثبات حقانیتش، از مقام والای زن و ارزشش در دین اسلام

هزینه می کند. ولی خیلی راحت سه فعال جنبش زنان را تنها به جرم

آگاهی رسانی دستگیر می کند.یعنی یک پارادکس آشکار.

متاسفانه بر اساس قوانین تبعیض آمیز کشورمان قبل از تولد حکم

بر علیه ما تصویب شده است.و همه پیشاپیش در مورد ما حکم کلی

داده اند. این تبعیض و آپارتاید جنسی به صورت یک فرهنگ در جامعه ی

ما نهادینه گشته است. ادبیات کهن ما، چه نظم و چه نثر مملو از

توهین آشکار به زنان است.و امروزه با تبعیت از این پیشینه در مکالمات

روزمره و در تلویزیون و دیگر مکان های عمومی مرتبا می شنویم که:

خواب زن کج است، حسادت زنانه، زن عقل معاش نداره، حرف های

خاله زنکی، با زن مشورت نکن و ......

گویی قرار است با یک بسیج عرفی و شرعی زنان را محصور کنند.

تا هیچ فریادی از آنان شنیده نشود. و علناْ زن خوب را یک زن چشم

و گوش بسته می دانند. و سال ها با این توهمات زنان را از خود باوری

و اعتماد به نفس دور کرده اند.زن باید کور، کر و لال بماند تا آرامش مردان

به هم نریزد.

ما زنان ایرانی با دهانی چسپ زده و دستانی بسته از مادر زاده

می شویم و با همین شرایط زندگی می کنیم و با همین وضعیت به

گور سپرده می شویم.با تمام این ظلم و رنج بارقه ای به من امید

می دهد و از درون مرا نهیب می زند که توانایی زنان را نباید دست

کم گرفت. 

اگر نیروی ضعیفی بودیم نیاز نبود که ما را این چنین محدود کنند. و

با قوانین مختلف دست و پای ما رو ببندند. پس زنان عزیز، از هر قوم و

نژاد، مرام و مسلک، ایدئولوژی و مذهب، جناح و حزب که هستید

خود را و قدرت تان را باور کنید. و به نیروی اتحاد زنان با هر سلیقه ای

ایمان بیاورید.

پیروزی در چند قدمی ماست. کافیست به سویش بشتابیم.

 

بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 12:50  توسط موج  |