تبليغاتX
فریاد زنان
سیاسی اجتماعی

 

حق طلاق یا حکم مرگ

 

در مرداد سال ۷۹ حادثه ی دلخراشی باعث شد که پرستو مادر، خواهر

 و شوهر خواهرش را از دست بدهد. پرستو به اتفاق شوهر و دو فرزندش

و هم چنین مهمانان خود راهی شهرش بود.در یک لحظه همسرش کنترل

ماشین را از دست داد، و آن حادثه ی شوم به وقوع پیوست.

در پی این حادثه پرستو خانه ی شوهرش را ترک کرد. و به منزل بستگان

خویش رفت.اصرا ر و خواهش دوستان و آشنایان هیچ تاثیری در بازگشت

او به منزل نداشت.

پرستو تقاضای طلاق داد. اما شوهرش مصمم بود که او را به هیچ عنوان

طلاق ندهد.و برای همین تلاش پرستو بی فایده بود.

اصرار پرستو و امتناع شوهرش تا تابستان امسال ادامه داشت.یعنی

تقریبا پرستو شش سال بلاتکلیف ماند. تمام دوستان و آشنایان به

شوهرش توصیه می کردند که دیگر به این بازی خاتمه دهد. اما

فایده ای نداشت. زیرا او خوب می دانست که حق طلاق با مرد

است. شوهرش در طول این شش سال بارها گفته بود: او را

می کشم ولی طلاقش نمی دهم.یکی دیگر از خواهران پرستو این

تهدید را به اطلاع همکاران شوهر خواهرش رساند. اما کسی توجه

نکرد.بعد از جلسه ی دادگاه شوهرش او را به بهانه ای به پارک کشاند

و با شلیک دو گلوله به زندگی رنجبار پرستو خاتمه داد.و خود را نیز به

نیروی انتظامی سپرد.

انجام حکم قصاص در صورت پرداخت دیه در مورد قربانیانی مانند پرستو

چندان دور از ذهن نیست. البته پرستو از نظر قانونی کسی را برای

درخواست قصاص ندارد. شخصی که پیگیر پرونده ی شوهر پرستو

است می گوید: چون پرستو پدر و مادر و پدر بزرگ ندارد.تنها افرادی

که می توانند تقاضای قصاص کنند، دو فرزندش هستند که فعلا به

سن قانونی نرسیده اند.

جرم پرستو این بود که دیگر به همسرش علاقه ای نداشت. آیا این

جرم بزرگیست و مستوجب مرگ. اگر چنین چیزی صحیح باشد

بیش از نیمی از مردان محکوم به مرگند.

اما قانون مقدس ما همه جوره در خدمت آقایان است. اگر همسرشان

را دوست نداشتند خیلی راحت با «حق وتوی » انحصاری خود یعنی حق

طلاق همسرشان را تعویض نمایند.تازه اگر میل به تجدید فراش علنی

نداشتند، می توانند با داشتن یک کاغذ صیغه نامه ارتباط خود را با هر

زنی توجیح کنند.عملا قانون به مردان گفته است چه با زنتان مهربان باشید

و چه نا مهربان، آنان محکومند در کنار شما احساس خوشبختی و

سعادت کنند.

زن نیز مانند مرد یک انسان است. اگر امروز احساس می کند که بدون

عشق نمی تواند زندگی کند وتصمیم می گیرد در کمال آرامش از

همسرش جدا شود آیا باید محکوم به مرگ گردد.چون که قانون حق

طلاق را به مرد داده است. قاضی این پرونده شش سال پرستو را

بلاتکلیف گذاشته و اگر این مرد او را نمی کشت چند سال دیگر باید

 پرستو برای طلاق انتظار می کشید؟

در پرونده هایی از این دست کوتاهی از کیست؟ از شوهر پرستو که

 ظرفیت حق طلاق را نداشته است؟

آیا قاضی پرونده در جاری کردن حکم طلاق کوتاهی نکرده است؟

آیا قانونگذاران ما دور اندیش بوده اند و در هنگام تصویب قوانین همه ی

جوانب را در نظرگرفته اند؟

وقتی ادعا می کنیم قوانین ما بر اساس کتاب قرآن کاملترین دین الهی

تنظیم شده است پس دیگر ضعف و نقصان پذیرفتنی نیست.این شعار

ما که قرآن کتاب زندگیست و عصر و دوران نمی شناسد، به شعور تبدیل

نمی شود، مگر این که در تصویب قوانین به کلیت قرآن توجه کنیم. نه به

آیاتی که بر اساس حادثه ای نازل شده است. و ما امروز هزاران سال با

آن اشخاص و حادثه فاصله داریم.

سال ها پیش زنان برای حق رای تلاش کردند و هیچ کس و هیچ چیزی

نتوانست جلوی آن ها را بگیرد. امروز موج حق خواهی زنان در حال

حرکت است. بزودی هم موفق خواهد شد. امیدوارم علما چاره ای

بیندیشند. که دین بیش از این لطمه نخورد.

  

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 5:43  توسط موج  | 

 

سؤال نماینده ی زنان جهان از پیامبر

 

علامه طباطبائی درتفسیرقیمّ المیزان

به نقل از کتاب"الدّرالمنثور فی التفسیربالماثور" فرموده است:

" از بیهقی نقل شده که روزی، اسماءبنت یزید انصار به حضور

پیامبر(ص) رسید. عرض کرد: من نماینده ی تمام زنان هستم. سؤال

من تنها سؤال زنان انصار و زنان مدینه نیست. بلکه سؤال همه ی

زنهاست.و هیچ زنی در مشرق و مغرب نیست که سخن من را بشنود

و آن را نپذیرد. پس من در حقیقت نماینده ی همه ی زنان عالم هستم.

 زیرا شما پیامبر همه ی جوامع بشری اعم از زن و مرد هستید.

او با احترام شروع به صحبت کرد. و گفت: ای پیامبر، ما به مبدأو معاد و

 وحی و رسالت ایمان آوردیم، به خدایی که تو را فرستاه ایمان داریم.

اسماء پس از بیان اصول دین می گوید: ما زن ها خانه نشین، محصور و

حامل فرزندان شما مردان هستیم. شما مردها بر ما فضیلت دارید برای

 این که در نماز جمعه و جماعت در عیادت بیمار، در تشییع جنازه شرکت

می کنید. شما مکرر می توانید به حج بروید و بالاتر از همه جهاد

فی سبیل الله وظیفه ی شماست و ما محرومیم.در حالی که در

نبودنتان باید از اموالتان مراقبت کنیم، لباسهایتان را ببافیم،

فرزندانتان را تربیت کنیم. ما زن ها با شما مردها در هیچ یک از

 فضیلت ها شریک نیستیم."

این عینا سؤال مطرح شده ی زنی است در دوران پیامبر. در کل ایشان

نیز بر اساس فراخور شرایط زمانی، خواهان یک برابری است.

همچون خانم " زندخت شیرازی. " (که قبلا توضیح دادم)

اسماء در فضیلت و جهاد ، زنان را کمتر از مردان نمی داند. و با آن که

قادر نیست با شرق و غرب ارتباط نزدیکی مانند امروز داشته باشد،

خواسته ی خود را از زبان تمام زنان جهان بیان می کند.

در آن زمان تعداد مردان باسواد محدود بودند. چه برسد به زنان.

پس خودتان وضعیت زنان را تصور کنید. آن ها نه به کتاب دسترسی

داشتند و نه به اینترنت.

کار و کسب بیرون از خانه برای زنان معنایی نداشت. آن ها از فضای

 آموزشی تربیتی خوبی برخوردار نبودند. زنده به گور نشدن زنان هنوز

برای اعراب قابل هضم نبود. چگونه انتظار داریم قرآن در آن شرایط به

مردان بگوید همین زنانی که تا دیروز چون اموال شما قابل خرید و فروش

بودند، مانند مردان ارث می برند و دیه ای برابر با آنان دارند.

رسول اکرم در همان لحظه رو به اصحاب کردند و فرمودند: آیا شما تاکنون

زنی را که این گونه در مورد مسایل دینی سؤال کند دیده اید؟

اصحاب گفتند: ما فکر نمی کردیم زن به این مقام برسد.

پیامبر رو به زن کرد و فرمود: ای زن برگرد به همه ی زن هایی

که تو نماینده ی آن هایی، چه در شرق و چه در مغرب، اعلام

بکن که مسؤلیت تربیت خانواده و تشکیل خانه، شوهرداری.......

و کوشش برای این که شوهرت در بیرون از منزل به گناه آلوده

نشود و دستش به خیانت باز نشود، معادل همه ی آن فضایلی

است که تو بر شمردی.

در این پرسش و پاسخ نکات فراوانی وجود دارد. اسماء حقی بیشتر

از تصور حاکم می خواست. یعنی او احساس می کرد از نظر عبادی

باید هم پا با مردان در نظر گرفته شود. توقع ی یک زن عرب در ۱۴۰۰

سال پیش.

اسماء با آن که یک زن مسلمان است طبق سنت جاهلیت فکر می کند

زن حامل فرزند شوهر است.غافل از این که فرزند ثمره ی مشترک زن  و

مرد است. امروزه بی سوادترین زنان ما از پیچیده ترین احکام، توسط

تلویزیون و افراد با سواد خانواده مطلع هستند.

لعن تعجب آمیز پیامبر و به دنبال ایشان، صحابه را خواندید. پیامبر که

عالم به غیب هستند این موضوع را به عمد برای اصحاب با این لحن

بیان کردند.تا درسی باشد برای همه ی اعصار که وسعت تفکر و تعقل

و تدبیر زنان خارج از انتظار مردان است. و زنان جهان نباید خود را دسته

کم بگیرند. و مردان باید از این موضوع آگاه باشند.

ایشان وقتی اسم غرب و شرق را شنیدند. به اسماء نگفتند به آن اجانب

کاری نداشته باش. بلکه فرمودند به آن ها نیز بگو.

پیامبر با این کار آموخت سخن حق را باید شنید، حال از زبان هر

کسی که باشد. و نباید با پیش داوری نسبت به هر موضوعی برخورد کرد.

آن زن قادر نبود به غرب و شرق سفر کند. و پیامبر این موضوع را به خوبی

می دانست.مطمئنا پیامبر می خواست نکات ظریفی را به آیندگان بگوید.

به نظر من نکته ی مهم این است که انسان در حال تکامل است.

و چون بشر ایستا نیست قوانین نیز باید انعطاف داشته و پویا و

متناسب با شرایط زمانی باشد.

" اسما " در زمانی ادعای برابری کرد که هنوز یک قرآن کتابت شده

ندیده بود. او درس حوزوی نخوانده و با این همه کتاب های تفسیر

مختلف برخورد نکرده بود.اماپیامبر درخواست او را اجابت کرده و

خواسته او را بر گرفته از بالا بودن سواد دینی، تلقی کرده است. 

و اصحاب نیز به مقام والایش اقرار کردند.

حالا از شما مفسرین عزیز و قانونگذاران گرامی می پرسم آیا آن زن

با زنان امروزی ما قابل مقایسه است؟

آیا وقت آن نرسیده قرآن را متناسب با شرایط روز تفسیر کنید؟

و قانون را با انصاف بیشتری بازنگری نمایید؟

ما زنان مسلمان می خواهیم با افتخار بگوییم دین اسلام دین کاملیست.

زیرا به ریزترین حقوق زنان توجه دارد.و از این واهمه نداشته باشیم که ما را

 به وسیله ی آیاتی از سوره های " نساء " و " بقره " و از این دست

 محکوم خواهند کرد. و ما نیز محکوم به سکوتیم.

خیلی از زنان جوان ما دین گریزند زیرا فکر می کنند پذیرفتن دین اسلام

یعنی قبول نا برابری. اگر دلسوز دین و ملت هستید در تفسیر قرآن و

قوانین برگرفته از آن تجدید نظر کنید. 

 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 9:40  توسط موج  | 

 

 
Image hosting by TinyPic

 

نمی دانم « فمینیست » چه می گوید؟

                                                اما می دانم زن ایرانی .......

 

 کار تجارت از چه معنی کار زن نیست؟

کار صناعت با چه منطق کار من نیست؟

کفش زنان را از چه رو زن خود ندوزد؟

زن از چه جراح و طبیب جان و تن نیست؟

پس خواهرانم تا به کی بیکاره هستید؟

تنها برای تخم گیری خلق گشتید؟

تنها برای عشق مردان چیره دستید؟

                                             

                                                 « از خانم زندخت  شیرازی »

 

 این جملاتی است که خانم « زندخت شیرازی » بیش از نیم قرن پیش

بیان کرده است. در اوایل دهه ی ۱۲۸۰ عقاید پرشور در مورد حقوق زنان

 از سوی گروه کوچکی از زنان ایرانی مطرح شد که این خانم نیز از این

جمله اند.این جملات فهرستی از انتظارات زنان در آن دوره از زمان بود.

که رسیدن به آن کار بعیدی به نظر می آمد. در واقع عرف جامعه

چیز هایی را ممنوع کرده بود و برای قانونی جلوه دادن آن از شرع مایه

 می گذاشت.دلیل شرعی نبودنش هم این است که همه ی آن آرزو ها

جامه ی عمل پوشید.

اگر این نا برابری ، دینی و شرعی بود مطمئنا تغییر نمی کرد.

امروزه زنان دوش به دوش مردان در خارج از منزل در رشته های مهم کار 

می کنند. و بعضی در پست های حساس مسئولیت دارند.

که چنین شرایطی در زمان خانم زندخت شیرازی کاری محال و دور ازذهن

 بود.ما نمی توانیم جلوی تحول را بگیریم. تساوی حقوق بین زن و مرد

خیلی زودتر از آن که تصورش را بکنیم صورت میگیرد.

پس عاقلانه این است که سعی کنیم بدون کشمکش و از طریقی اصولی

انجام شود.با برچسب زدن نمی توان از تحولی جهانی جلوگیری کرد. من

به شخصه هر وقت از برابری حقوق زن و مرد حرف زدم من را به

«فمینیست» بودن متهم کردند.

نمی دانم که فمین چه می گفت و یا طرفدارانش چه می گویند؟

اما خوب می دانم که خود و دیگر زنان ایرانی چه می خواهیم. و به

درست بودن این مطالبه ایمان دارم. هدف از بیان این مطالب ثابت کردن

برتری زن بر مرد نیست.

بلکه می خواهیم به آنان که با پایمال کردن این حق ، باعث شک در عدالت

خداوند می شوندثابت کنیم ، از پروردگار قادر و توانا به دور است که چنین

بی عدالتی رادر حق بهترین مخلوق خود یعنی « انسان » روا دارد.

زیرا بهترین ادله برای عدالت خداوند در زمان ظهور اسلام برابری زن و مرد بود.

 زیرا در آن زمان زنان بی ارزش ترین چیز محسوب می شدند و باعث ننگ بودند.

مشکل امروز ما از اسلام نیست ، بلکه از مفسران اسلام بوده و تناقص

 آشکار در وضع قوانین است.

فرض کنید که هم زمان یک دختر و پسر ۹ ساله جرمی را مرتکب شوند.

 می دانید حکم چیست؟

دختر مانند یک انسان بزرگسال کیفر می شود. حتی اگر حکمش اعدام

 باشد. فقط تنها لطفی که می کنند او را تا ۱۸ سال در کانون اصلاح

تربیت و یا در زندان نگه می دارند.

 اما پسر چون هنوز ۱۵ سال ندارد در موردش مانند بزرگسالان حکم

 نمی دهند. پس ما زنان از نظر درک جرم زود تر به سن عقل می رسیم.

 و به خاطراین بلوغ عقلی انتظار بیشتری از ما دارند.

حال اگر این دو در یک تصادف بمیرند همین دختر نصف دیه ی آن پسر را دارد.

در مورد حضانت طلاق ، شهادت و ..... نیز همین بی عدالتی وجود دارد.

آیا این قانون تناقص ندارد؟

شما بوی متعفن تبعیض بر گرفته از تحجر را احساس نمی کنید؟

کاملا محسوس است که این قانون از ابعاد مختلف نیاز به باز نگری دارد.

نمی تواند برگرفته از قوانین اسلام باشد زیرا عدل خداوند فراگیر است.

وقتی عدالت را در مورد حیوانات ، نباتات و ......در نظر داشته ، آیا دور از

 عقل نیست که بگوییم در مورد انسان چنین چیزی فراموش شده است.

و مردان به خاطر مرد بودن از زنان برترند. و حق بیشتری از این عالم دارند؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 1:5  توسط موج  |